تبليغاتX
دوستت دارم
گناه بسه پاکی پیشه کنیم شنبه بیست و هشتم دی 1387 22:55
خدایا شرنده ام برای همه وقت هایی که گناه کردم و تو عابروی منو اخریدی

خدایا شرمنده ام برای تمام وقت هایی که معصیت کردمو نذاشتی هیچ کس بفهمه

خدایا شرمنده ام از اینکه همیشه عرش تو با گناه لرزوندم

خدایا جبران نشدنیه اما میخوام ادم بشم

میخوام از انسان هم انسان تر بشم کمکک کن به خودم کمک کنم

امشب با بچه هانشسته بودیم کم مونده بود دیگه من هم قلیون بکشم و لغب ورزشکار رو به عملی تغیر بدم اخه عمل به قول بچه ها از قلیون شروع میشه یه پک زدمو و سریع به خودم اومدم بابا اینجوری میخوای جواب نه نه تو بدی اینجوری

سریع از بچه ها خداحافظی کردم و پیش خودم گفتم دیگه ار به کارشون ندارم فقط با مبین میگردم دیگه البته رضا هم بچه گلیه اما قلیون و این حرفا....البته رضا فقط قلیون میکشه اما بقیه بچه ها...فقط من توشنسالم موندم که داشتن منم خراب میکردن اما به خودم اومدم خدایا شکرت که زدی پس کلم بلند شم بیام خونه و تصمیم بگیرم دیگه با اونا نشست و برخاست نکنم بسه دیگه من کی شلوار 6جیب زرنگی و کتونی زد ایکس پام میکردم با اینا که گشتم رنگ و روم عوض شد دیگه اون شلوار 6جیب رو پا نمیکنم میهوام برگردم به قدیم الان 89 روزه که باشگاه نمیرم نمیرم نمیدوم یادمه هر موقعه بچه ها زنگ میزدن پوریا کجایی نکنه داری میدویی میگفتم اره دارم میدوم میگفتن بابا بسه دست برداریادش بخیر از همین فردا شروع میکنم نمیخوام از دست بدم جونیمو از

این چند تا عکس از مسابقات برگذاری این ماه 

 

 

نوشته شده توسط تنهای شب  | لینک ثابت |

شند که بشه پنجشنبه بیست و ششم دی 1387 14:55
ای بابا

مگه میذارن ادم چند روز تنها باشه تا اومدیم بار سفر ببندیم:

ابجی:چه خوب منو امیر هم میایم.قرار بود برن شمال

داداش محسن:منم بی کارم منم میام.حالا همیشه سرش شلوغه شانس ما

مامان:منم که نمیتونم تنها بمونم منم میام.این یکی دیگه حق داره

من:پس شما برید من بیام

ابجی:ای بابا بدون تو که مزه نمیده پس نمیریم راستی چرا نمیای؟

خلاصه نه گذاشتن من برم نه خودشون رفتن میبینید تورو خدا

من اخرشم از دست این داداشام و خواهرم دق میکنم  اخرم گفتم بابا من میخوام تنهاب اشم با خودم خلوت کنم

داداش:ای کلک تنهایی میخوای اونجا چیکار کنی نکنه یه نفری بری سه نفره برگردی

مامان:نه با خودمون میره

باش بابا اصلا نمیرم

نوشته شده توسط تنهای شب  | لینک ثابت |

یکشنبه بیست و دوم دی 1387 18:26
سلام دوستان گلم اومدم ازتون خداحافظی کنم یه مدتی میخوام برم ترکیه عموم اونجا خونه داره البته خودش اسپانیا زندگی میکنه برم بلکه دوماهی تنها باشم دور از همه چیز و همه کس دیگه حصله هیچ کس رو ندارم حتئخودم اومدم ازتون برای دوماه شایدم سه ماه خداحافظی کنم اگه دسترسی به اینترنت داشتم که میام اما اگه نه شرمنده همه شما رو به  خدای عزیز می سپارم یا حق
نوشته شده توسط تنهای شب  | لینک ثابت |

پنجشنبه نوزدهم دی 1387 0:20
نگفتم بهتون خاکپور حدود 40 سال داره ادم واقا مرده

از صحبت هاش بوی ترسوندن یا یه جور هشدار میومد

میگفت این دختر اصلا توحال و هوای خودش نیست یه جورایی گرفتس افسردس بد جورهم روحیش داغونه اعتماد به نفسش صفر ابته فکر میکرد اینجوری باشه البته به نظر من همدرست فکر میکنهاون ادم شناسه میگفت اون هنوز نمیدونه دوست داشتن یعنی چی گفتم یعنی امبوله گفت نه یه شرایطی پیش اومده که نذاشته اون بفهمه عشق چیه دوست داشتن چیه وجود اونو ترس گرفته

 

پرسیدم چه شرایطی گفت اقا سید اون پدرشو ازدست داده گفتم خدا رحمت کنهاما دلیل نمیشه خودت میگی دوساله باید فراموش کنه خاک سرده

گفت اخه پدرش طبیعی نمرده جلوی چشمش کشتنش اینو که به من گفت چند دقیقه ساکت شدم فقط دشاتم به زجری که اون دختر کشیده فکر میکردم واقا یه دختر چثدر میتونه قوی باشه دخترا زود داغون میشن دلم بد جور گرفت گفتم اقا خاکپور من شادی رو به اون برمیگردونم

خندید و گفت سید تو همکه همیشه تو فیلمی

گفتم تو فیلم نیستم عاطفه تو دل همه مرده ولی من پسری هستم سر شار از عواطف دیگه واجب شد میخوام کمکش کنم اما شما میگی اون بدجور گرفتس بدجور افسردس باید چیکار کنم گفت توکل کن به خدا دنبالش راه نیافت فکر میکنه مزاحمی با نگاه بهش بفهمون دوسش داری

اینا رو که داشت میگفت یک دفعه دیدم دو نفر دارن میان یکی شون زودتر اوم بیرون که مادرش بود و اونم داشت تو شیشه ها ساختمان که رفلکس هست روسری و ابرو هاشو درست میکرد نگاهی کردم بهش یه نگاه که توش پر از فریادای دوست دارم بود مادرش گفت بیا دیگه نمیدونم مادرش چی گفت یا چی شد که یک دفعه کمی بلند خندید من دنیا رو بهم دادن وقتی دشات میخندید اما مادرش با لهن اروم و تندی گفت نخند اونم یک دفعه خنده از چهرش رفت منم داشتم نگاهش میکردم انگاری بغز کرده بد اخه اون طفله معصوم که این همه سختی وغم دیده حق نداره یک لحظه بخنده تا الان که الان 3و نیم ساعت مگذهر دلم اتیشه و گرفته که چرا مادرش خندشو قطع کرد خلاصه وقتی با من باشه میذارم انقدر بخنده که غصه ها یادش بره انقدر میخندونمش

از خاکپور خداحافظی کردم رفتم تو خیابونا قدم زدم و زیر لب میگفتم خدایا کمکم کن که کمکش کنم دست به دامان ی بشم در خونه چه کسی روبزنم غیر از خودت میخوام کمکش کنم میخوام دوستش بدارم و دوست داشتن رو بهش یاد بدم

زندگی چیست به جز یک نفس عاشق بودن

                                   تا رسیدن به تو همرنگ شقایق بودن

                                                      زندگی نیست به جز رد شدن از هر چه که هست

                                                                                                      هدف طعنه و دشنام خلایق بودن

 

یکدوقدم دور شوم صد قدمی بسوی غم
باز منم همان که شد جلوه ءغصه وستم
آه ز عشق وعاشقی! این ستم پر از ریا!!!
این دل من رها نشد از ستم وازآن بلا


باز براه عاشقی خورده زمین دل.. منم
باز منم که در خفا پر پر غصه میزنم
باز منم به عشق وغم انکه فنا شده دلش
باز منم که خانهء جور وجفا شده دلش
باز همان قصیده ها شعله ء داغ و سوز عشق
آه به قلب من مگو از شب غم ! ز روز عشق!!!

 
گریه توان من برُید ناله درون من شکست
باز خدای عاشقی ! چشم بروی من نبست
باز جفای دیگری در ره من نهان شده
تیر غمی به سوی دل بار دگر نشان شده
باز به جرم عاشقی دار جفا علم شده
این دل ما میان ,,آن,, مُرده دار غم شده !!!

 

نوشته شده توسط تنهای شب  | لینک ثابت |

چهارشنبه هجدهم دی 1387 20:49
میگفت پوریا باهات خیلی حرف دارم

گفتم در مورده؟

گفت مریم

گفتم خوب بگو

گفت  بکش بیرون  بیخیال شو

گفتم چرا

گفت خیلی بچه تر از این حرفاست

گفتم مریم؟

گفت اره

گفتم واقا اگه اینجوریه بهتر بچه ها صاف و صادق و یک رنگن دو رو نیستن یه بار یه بابای دورویی ما رو زد زمین بسه

گفت اخه اون اهل رفاقت نیست

گفتم بهتر منم همینو میخوام نمیخوام از درسش بیافته

گفتم همین که بدون دوسش دارم

همین که ببینه هر روز سر راهش پشت پنجره چشم به راهم

یا بعضی وقتا یواشکی مراقبشم  بهم علاقه پیدا کنه بسه

من اونو برای رفاقت نمیخوام من اونو واسه زندگی میخوام

گفت میام باهات صحبت میکنم 1ساعت دیگه باید برم با خاکپور صحبت کنم یعنی چیکارم داره چی میخواد بگه بهم

نوشته شده توسط تنهای شب  | لینک ثابت |

سه شنبه هفدهم دی 1387 20:25
 
نوشته شده توسط تنهای شب  | لینک ثابت |

جمعه سیزدهم دی 1387 0:24
باز من تنها شدم
داره از تنهایی گریم میگیره
امروز کمی خوشحال شدم و کمی خندیدم چون دوستم به عشقش رسید میگفت وقتی خواهرش به پرستو گفته مبین دوست داره پرستو یه اخی بلند گفت و گفت خیالم راحت شد منم دوستش دارم
من هم خدا رو شکر کردم این دو عاشق به هم رسیدند اما من چی؟



شب است و ماه میرقصد ستاره نقره می پاشد

 

و گنجشك از لبان شهوت آلوده ی زنبق بوسه می گیرد

من اما سرد و خاموشم!من اما در سکوت خلوتت آهسته می گریم

خلاصه ما هنوز مثل همیشه تنها هستیم
مبین به من میگفت تو دیوونه ای!
اره دیوونم
چون از یه طرف برای مریم میمیرم
اونقوت به دوستم میگم مریمی وجود نداره
از زیر پنجره خونشون که رد میشم داد مزینم>>>خرابتم<<<به خدا دیوونشم حیرونشم
یعنی میشه......؟
نوشته شده توسط تنهای شب  | لینک ثابت |

چهارشنبه یازدهم دی 1387 23:29
انگار عاشق شدم

انگار شوخی شوخی جدی شد

من عاشق شدم

خدا به خیر بگذرونه

نوشته شده توسط تنهای شب  | لینک ثابت |

به دنبال کدامین یار می گردی در این دیار نشانی از انسان نمیابی

ما چقدر بی غیرتیم چقدر به هم بی اعتنا غزه شرمنده ام کسی فرمان جنگیدن نداد

دلم داغون شد تصمیم گرفتم یه طومارنامه اینترنتی بنویسم برا حمایت از مردم غزه

بوی خیانت می آید از رنج آباد سرد غزه. آنجا که مظلومان به خاک افتاده اند و پیش چشم طفلان ، مادران جان داده اند.

از شما وبلاگ نویسان عزیز خواهش میکنم این متن رابرای دوستان وبلاگ نویس خود ارسال نمایید تا برداری خود و حمایت خود از مردم غزه اعلام کنیم 

متن طومارنامه اینترنتی:

خون غزه دامان اسرائیل را خواهد گرفت ننگ بر اسرائیل باید از  همه کشورهای عرب منطقه خواست که علیه «قتل عام» فلسطینی‌ها در نوار غزه موضع بگیرند و به محکوم کردن لفظی این حملات بسنده نکنند.

حال که مدعیان و حامیان حقوق بشر سکوت کرده اند حال که رهبران و سران عرب دهان بسته اند حال که همه و همه بر کشتار مردم مظلوم و بی دفاع غزه سر پوش می گذارند ما مسلمانان مسیحیان کلیمان زرتشتیان ارمنیان و دیگر ادیان دیگر ایرانی تصمیم گرفته ایم تا حمایت خود را از مردم بی گناه مظلوم و بی دفاع غزه با اعتراض و محکوم کردن رژیم صهیونیستی رژیم ظالم اسرائیل اعلام نماییم بس است اتش بس است خون و خون ریزی ایا میخواهید جبران شکست در مقابل لبنان را بکنید ملت فلسیطین مردم بی گناه غزه بدانید ایران و ایرانی برادران شما هستند  و پشت و پشتبان شما در این وضعیت که رهبران و سران عرب سکوت اختیار کرده اند ملت ایران یار و یاور شماست  ملت ایران در انتظار فرمان مقام معظم رهبری می باشد کاش فرمان صبر نباشد کاش فرمان اتش باشد اتشی بر سر این غده سرطانی زمین  استورا باشید و مقاوم و شما ای ظالمان که دم از حقوق بشر میزنید و خود را حامیان حقوق بشر میدانید دگر بس است ای خائنان مگر نمیبیند غزه را در اتش و خون و تو ای رژیم اسرائیل بدان این اعمال غیر انسانی شما بی پاسخ نخواهد ماند و روزی نزدیک ننگ این کار دامانتان را خواهد گرفت اسرائیل از صفحه روزگار محو خواهد شد و شما ای وجدان ها که خفته اید ای حاکمان مصر و عرب این ننگ بر شما باقی خواهد ماند اسرائیل باید جواب پس دهد اسرائیل باید از زمین حذف شود عرب باید جواب گو باشد مصر و سایر خائنان ننگ بر شما بادایران پشتبانی خود را از مردم بی گناه غزه اعلام مینماید و اسرائیل را محکوم به نابودی می نماید

نوشته شده توسط تنهای شب  | لینک ثابت |

تصاویر عاشقانه بخش جدید دوشنبه دوم دی 1387 17:20
سلام چند وقتیه عکس عاشقانه نداشتیم این هم تصاویر عاشقانه جدید بخش۴

 

برای دیدن عکس بزرگ روی عکس ها کلیک کنید

love (1).jpg
love (1).jpg
love (11).jpg
love (11).jpg
love (13).jpg
love (13).jpg
love (14).jpg
love (14).jpg
love (15).jpg
love (15).jpg
love (18).jpg
love (18).jpg
love (2).jpg
love (2).jpg
love (20).jpg
love (20).jpg
love (22).jpg
love (22).jpg
love (23).jpg
love (23).jpg
love (24).jpg
love (24).jpg
love (25).jpg
love (25).jpg
love (26).jpg
love (26).jpg
love (27).jpg
love (27).jpg
love (28).gif
love (28).gif
love (29).jpg
love (29).jpg
love (3).jpg
love (3).jpg
love (4).jpg
love (4).jpg
love (5).jpg
love (5).jpg
love (7).jpg
love (7).jpg
love (8).jpg
love (8).jpg
love (9).jpg
love (9).jpg
love.jpg

نوشته شده توسط تنهای شب  | لینک ثابت |