|
دوستت دارم مرا دریاب ای عشق که بی تو به پایان میرسم
| ||
|
باز هم سلام به دوستان گل و مثل همیشه یک سلام مخصوص به عزیز دلم تبسم جان .تبسم عزیز بهش نگو دوستش داری ممکنه داغونت کنه من هم جنس های خودمو میشناسم صبر کن بهشفرصت بده بذا دوباره سعی کنه خوب بشه امتحانش کن اما تو هم مهربون باش نه به حدی که سو استفاده کنه خودت بهتر میدونی چیکار کنی فقط بهش نگو دوستش داری توکل کن به خدا...عزیزم به خدا وقت نمی کنم گوشیم رو درست کنم فاطمه هم شکایت میکنه مجوره زنگ بزنه خونه خونه هم که نیستم همش باشگاه هستم اما در اولین فرصت میرم میدم درستش کنن تبسم عزیز هر وقت خواستی بیا وبلاگ خودته اصلا مگه ما باهم خواهر برادر نشدیم پس رودرواسی رو هم بذار کنار بریم سراغ دوستان دیگه عزیزان امروز هم اومدم یه سری شعر عاشقانه غمناک که تو دفتر شعر خودم هم هست بذارم و برم مرا عمری به دنبالت کشاندی
تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شب
به دل فریادها دارم دلم دریای حسرت ، کوه مشکلهاست زبانم چون کویری خالی از واژه قلم در دستهای من ، نمی چرخد به دل فریادها دارم شکایتها از این تکرار بی پایان از این تکرار اندوهی که سکنی کرده در سر تاسر قلبم و پی در پی زند چنگ و نوازد قطعه ی غم را و من عمریست میرقصم به این آوای حزن انگیز سراغم را نگیر و دور شو از من من از دنیای تو دورم تو پاک و روشن و شادی و من به غصه مجبورم من از آینده از خورشید محرومم به جرمی که نمی دانم من به حبس ابد در خویش محکومم ....
خواستم شرح غم دل بنویسم به قلم
آتشی در قلم افتاد که طومار بسوخت
مرا اینگونه باور کن... کمی تنها ، کمی بی کس کمی از یادها رفته... خدا هم ترک ما کرده خدا دیگر کجا رفته...؟! نمی دانم مرا آیا گناهی هست..؟ که شاید هم به جرم آن غریبی و جدایی هست..؟؟؟
شمع اگر پروانه را سوزاند خیر از خود ندید آه عاشق زود گیرد دامن معشوق را
دیدی که خون ناحق پروانه شمع را
چندان امان نداد که شب را سحر کند
شمع گیرم که پس کشتن پروانه گریست قاتل از گریه بیجا گنهش پاک نشد
نمی گیرد کسی جز غم سراغ خانه ی ما را به زحمت جغد پیدا می کند ویرانه ی ما را از آن شادم که می آید غمش هر شب به بالینم چه سازم گر که غم هم گم کند کاشانه ی ما را [ یکشنبه چهارم مرداد 1388 ] [ 23:37 ] [ محب علی ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||